حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

163

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

85 . فَأَرَدْتُ . . . فَأَرَدْنا . . . فَأَرادَ رَبُّكَ . . . « 1 » حسين گويد : مىخواستم ، خواستيم ، پروردگار تو خواست ، مقام اوّل : استيلاى حق و الهام اوست ، مقام دوّم : با بنده‌اش گفتگو كرد و مقام سوّم : رجوع به باطن و غلبه بر ظاهر است . پس آن را باطن باطن ظاهر ظاهر گردانيد و غيب غيب و عيان عيان و عيان عيان ، غيب غيب است . همچنانكه نزديكى چيزى براى مردم دورى است و دورى چيزى براى آنها نزديكى است . 86 . إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . . « 2 » حسين گويد : كسى كه به عمل بنگرد از مطلوب و هدف عمل در پردهء ابهام مىافتد كسى كه به مطلوب و هدف عمل بنگرد ، از رؤيت عمل در حجاب مىماند . 87 . . . . لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً . . . « 3 » حسين گويد : معيار عدم در هستى ، در معناى موجودات آن است . منظور كلامش اين است : اگر ابد الأبد قلم و مداد و كاغذ شوند نمىتوانند يك معنا از معانى كلمه‌اى از كلامش را بيان كنند . جز اشاره به آن ، چيزى را توصيف نتوانند كرد . و اگر براى مردم بگويند ، معانى عبوديت را به آنها نرساننده باشند كه آن عبارت است از علم و پاداش و جزاء و وعد و وعيد ، برحسب آنچه عقلشان به آن مىرسد . ولى كمال در فائدهء كلام انبياء و اصفيا و اولياء است . سوره مريم 88 . . . . وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا « 4 » حسين گويد : روح حضرت يحيى ( ع ) آميخته با ارواح مشاهده بود و جان او ( خود او ) آميخته به ادب عبوديّت و مجاهده بود . لذا خداوند فرمود : « وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا »

--> ( 1 ) . همان ، آيات 81 - 79 ؛ خواستم ، خواستيم ، پروردگار تو مىخواست . . . ( 2 ) . همان ، آيه 107 ؛ كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند . ( 3 ) . كهف ، آيه 109 ؛ اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركب شود . . . ( 4 ) . مريم ، آيه 12 ؛ در كودكى به او دانايى عطا كرديم .